چه کسی مدیر شبکه «جم» را کشت؟ +عکس

استاندارد


چه کسی مدیر شبکه «جم» را کشت؟ +عکس – مجله سرگرمی ازامروز




چه کسی مدیر شبکه «جم» را کشت؟ +عکس

خبرگزاری فارس: : شب گذشته سعید کریمیان مدیر شبکه جم کشته شد. مدیری که ظاهرا مجموعه ای از شبکه های ماهواره ای سرگرمی را پایه گذاری کرده بود. اما واقعیت زندگی و حتی شکل کشته شدن این مدیر ۴۷ ساله اهل قائن نشان میدهد که برداشتی چنین ساده و سطحی از او اشتباه و ساده انگارانه است. شاید حتی با بررسی خاستگاه فکری او و جدلهای سالهای اخیرش بشود حدس هایی درباره کشته شدن کریمیان زد.

در زندگی سعید کریمیان سه نقطه عطف مهم وجود دارد که با دانستن آنها بهتر میشود مدیر مقتول جم را شناخت.

۱-آشنایی با منافقین

پدر کریمیان از اعضای فعال سازمان منافقین بود و در عملیات مرصاد کشته شد. از آن پس سعید و خانواده اش  حدود ۸  سال در اشرف زندگی کردند و در همان مقطع رابطه نزدیکی میان کریمیان و راس سازمان شکل گرفت. سعید کریمیان شستشوی مغزی داده شده و برای هر نوع فعالیتی به سود منافقین، آماده شد.

 در سال ۱۳۷۵ او باخانواده اش، ذیل حمایت ها و پشتیبانی عموی خود به سوئیس منتقل شد و در آن جا پناهنده گردید.

سعید کریمیان که در سوییس  قصد تحصیل داشت، سرانجام مجبور به ترک تحصیل شد و در سال ۱۳۷۷ سراغ  برادرش هادی کریمیان که در لس آنجلس زندگی می کرد رفت.

 مریم رجوی و مدیر شبکه جم

 

کریمیان در کنار مریم رجوی

 

۲-ورود به عالم رسانه

برادر سعیدکریمیان که در رادیو صدای ایران (اولین رادیوی ۲۴ ساعته فارسی زبان که به منظور مبارزه با نظام جمهوری اسلامی در آمریکا تأسیس شد) فعالیت داشت، سعید را در همانجا به کار گرفت. سابقه سیاسی خانواده کریمیان برای مسئولین رادیو صدای ایران ایده آل بود و به همین دلیل مطالب و مقالات سعید کریمیان مورد توجه گردانندگان این رادیو قرار گرفت.

 

۳-ارتباط رسانه ای با منافقین

سعید کریمیان،بعد از یکسال و نه ماه فعالیت در رادیو صدای ایران از سوی شبکه منافقین دعوت به کار شد. پیشنهاد مسئولان سیمای آزادی (تلویزیون ملی ایران و تلویزیون ۲۴ ساعته سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران) می توانست موقعیت خوبی برای وی به حساب آید. ارتباط کریمیان با منافقین فقط در همین اندازه نبود. او که همیشه  از علاقمندان منافقین بود، بعد از یکسال و ۹ ماه فعالیت در رادیو صدای ایران با “رویا رضایی” که از خانواده نزدیک یکی از سران منافقین بود و ده روز از طلاقش میگذشت، ازدواج کرد.

در این میان با کمک و ارتباط دادن توسط همسر کریمیان، رابطه ای محکمتر از قبل میان شبکه او  و سازمان منافقین شکل گرفت.این زمان بهترین موقعیت برای سازمان منافقین بود تا بتواند دست کم بخشی از یک شبکه ظاهرا مستقل و با ظاهری کاملا متفاوت از نام و نشان سازمان را در دست بگیرد. به همین دلیل  تلویزیون ۲۴ ساعته سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران به کریمیان پیشنهاد تاسیس یک شبکه ظاهرا مستقل را داد. پیشنهادی که  میتوانست موقعیت خوبی برای وی به حساب آید.

 همه چیز از همان ابتدا حساب شده بود. پیش از راه اندازی شبکه چندین جلسه مشترک میان مسولان سازمان منافقین و سعید کریمیان برگزار شد. منافقین که کمکهای مالی از بعضی کشورهای اروپایی دریافت میکردند حاضر شده بودند در ازای پرداخت مبلغ مناسبی، بتوانند اهدافشان را با روش سعید کریمیان، اجرایی کنند.

درنهایت،این شبکه  از سال ۱۳۸۵ به عنوان  یکی از شبکه‌های تلویزیونی «گروه موسیقی و سرگرمی عمومی»  با محتوای برنامه‌هایی نظیر “فیلم‌های سینمایی”، “مجموعه‌ها و سریال‌های تلویزیونی”، “مستندهای تلویزیونی”، “برنامه‌های آموزشی” و سایر برنامه‌های سرگرم‌کننده آغاز به کار کرد.

 

لو رفتن رابطه تشکیلاتی با منافقین و تلاش برای گرفتن ژست جدید

بعد از چند سال پنهانکاری، در نهایت، بعضی از افراد شبکه جم که از این شبکه جدا میشدند جزییاتی از فعالیتهای مدیر این شبکه را بازگو میکردند. جزییاتی که ابتدا حول فساد اخلاقی کریمیان می گشت اما بعد، به بازگو کردن روابط مشکوک او با منافقین رسید. یکی از مهمترین اظهار نظرها نیز مربوط به سارا رهبری بود.

سارا رهبری به گفته خود  با پیشنهاد و اصرار مدیر شبکه جم در این شبکه مشغول به کار شد. او یکی از عوامل اصلی و تأثیرگذار در راه افتادن شبکه بود. همکاری وی با گروه جم کمک شایانی به گروه جم کرد اما بر خلاف انتظار همگان وی به یکباره از این شبکه جدا شد.

در آن زمان هیچ کس متوجه جدایی و یا اخراج سارا رهبری از گروه جم نشد. اما وی بعدها در در صفحه فیسبوکش علت جدایی خود از شبکه های جم را شرایط کاری موجود در این گروه بیان نمود و دست به افشا گری زد.

وی فساد اخلاقی و اقتصادی و همچنین ارتباط سعید کریمیان با گروهک منافقین را دلیل اصلی جدا شدن خود از شبکه جم اعلام کرد.

 

جم و منافقین؛ آغازاختلاف جدی در شیوه عملکرد

در دو سال گذشته ، شبکه جم نگاه سیاسی خود را کمرنگ تر کرده و سعی کرد از مسیر سبک زندگی و فیلم و برنامه های جنگ مانند و با شعارهای عام پسند و ژست حمایت از تولیدات داخل و تلاش برای تشکیک در اعتقادات و ارزش گزاری های مردم، در میدان جنگ مقابل کشور قرار گیرد. روش و شیوه ای که مورد اقبال منافقین نبود و در مواردی اعتراضشان را به این رویه کریمیان و شبکه «جم» ابراز کرده بودند. آنها اعتقاد داشتند شبکه های جم که بخش زیادی از منابع مالی آن را منافقین تامین کرده بودند باید صریح تر و علنی تر به مقابله با نظام اسلامی و کشور اقدام کند. مبارزه صریح و علنی که کریمیان به آن امیدی نداشت. این اختلاف نگاه در شیوه دشمنی و نوع عملکرد باعث شد تا شکاف میان جم و منافقین بیشتر شود و شاید اگر پرونده زندگی مدیر جم با چنین مرگی تمام نمیشد، تا چند ماه دیگر یا باید شبکه های جم را تعطیل میکرد و یا برای ادامه حیات  رابطه با مناقین را کمرنگ و دست به دامان سایر دشمنان قسم خورده کشور میشد.



چه کسی مدیر شبکه «جم» را کشت؟ +عکس





bigtheme




لینک منبع

این مجری کودک؛ غسال است! +عکس

استاندارد




این مجری کودک؛ غسال است! +عکس

مجری کودکان که در غسالخانه نیز مشغول به کار است، بیان داشت: برای مجری‌گری شب و روزهای سختی را گذراندم و خاک صحنه خورده‌ام تا به یک مجری تبدیل بشوم اگر شغل دومم باعث از دست دادن شغل اول شود بازهم حاضر به از دست دادن شغل دوم نیستم.
این مجری کودکان؛ غسال است!

رکنا: محمد عیوضی (مجری کودکان) که در غسالخانه نیز مشغول به کار است، تاکید کرد که باید از همان کودکی، بچه‌ها را با حقیقت مرگ آشنا کرد. زیرا کودکی که با مرگ آشنا شود و به این واقعیت برسد که این جهان با مرگ پایان نمی‌گیرد، قطعاً در بزرگسالی سراغ جرم Crime و جنایت Crime یا کارهای اشتباه نخواهد رفت.

 

محمد عیوضی

او در ادامه تاکید کرد: اگر در همان کودکی به ما می‌گفتند که همه یک روز از این دنیا خواهیم رفت و هیچ چیزی ماندگار نیست و این نگاه در ما درونی می‌شد، شاید کمتر شاهد جرم و جنایت و تبهکاری بودیم. کودکان امروز آینده را خواهند ساخت و چه بهتر که او در همین دوران این حقیقت را باور کند.

عیوضی بیان داشت: در ۱۴ خرداد سال ۶۳ در یاسوج به دنیا آمدم. فرزند دوم خانواده بودم و ۴ خواهر و برادر بودیم. پدرم بنا بود و به خاطر کار او در ۱۱ سالگی به شیراز آمدیم. دوران راهنمایی در شیراز سپری شد تا اینکه پس از جدایی پدر و مادرم احساس کردم باید به تنهایی زندگی کنم. مدتی نزد مادرم بودم تا اینکه در ۱۵ سالگی مسیر زندگی‌ام تغییر کرد و به تنهایی راهی تهران شدم. در ابتدای ورود به تهران با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم کردم شب‌هایی در کنار خیابان یا پارک می خوابیدم و برای لقمه نانی مجبور بودم ساعت‌ها دستفروشی کنم.

محمد عیوضی که در بین کودکان به خان عمو شهرت دارد، در خصوص شروع کار خود در حوزه تلویزیون و کودکان گفت: در اولین اجرا ابتدا خودم را به شکل پیرمرد گریم کردم و با یک عصا و سبیل و کلاه برای بچه‌ها برنامه اجرا کردم. اسم هنری خان عمو را برای خودم انتخاب کردم، برنامه شب اول اجرا با استقبال بسیار گرمی مواجه شد. پس از آن هر شب برای بچه‌ها برنامه اجرا می‌کردم. بعد از مدتی احساس کردم می‌توانم هم برنامه اجرا کنم. سراغ شبکه استانی فارس رفتم ولی آنها به دلیل اینکه تخصصی در زمینه مجری‌گری و اجرای برنامه نداشتم مرا نپذیرفتند. ناامید نشدم و تصمیم گرفتم شانس خودم را در صدا و سیمای شهرم یاسوج امتحان کنم. تهیه کننده یکی از برنامه‌ها به من اعتماد کرد و سال ۸۷ نخستین برنامه من به نام غنچه گل‌ها به شکل زنده از شبکه دنا (صدا و سیمای یاسوج) روی آنتن رفت. حس خیلی خوبی داشتم و با همه وجود سعی کردم بهترین برنامه را ارائه دهم. پس از مدتی به تهران بازگشتم واین بار برای کودکان در سالن حجاب برنامه اجرا کردم که با استقبال زیادی نیز مواجه شد.

خان عمو در رابطه با فعالیت خود در غسالخانه گفت: یک شب برنامه‌ای برای پرسنل بهشت زهرا در محیط فضای بیرونی غسال خانه اجرا کردیم، همین اجرا باعث شد در حین برنامه آرزوی دوران کودکی خود را بازگو کنم و به آرزوی دوران کودکی‌ام برسم، آرزوی دوران کودکی‌ام شستشوی اموات بوده و در آن شب با بازگو کردن این موضوع و پذیرفتن رئیس کل و دیگر مسئولین محترم بهشت زهرای تهران، از ابتدای هفته در غسال خانه بهشت شستشوی پسر بچه‌های زیر ۱۲ سال را به عنوان شغل دوم آغاز کردم.

او در پاسخ به این سوال که اگر فعالیت او در غسالخانه شغل اول او را تحت تاثیر قرار دهد، تصمیم او در این رابطه چه خواهد بود، بیان داشت: موضعگیری نسبت به افرادی که در غسالخانه کار می‌کنند درست نیست، فضای غسالخانه تهران بسیار تمیز است و جبهه‌گیری مردم در برابر غسال‌ها بی‌مورد است اگر کوچکترین میکروبی وارد بدن غسال شود در ابتدا خانواده غسال را دچار مشکل می‌کند؛ بنابراین مطمئن باشید بهداشت فرد از همه چیز مهمتر است. برای مجری‌گری شب و روزهای سختی را گذراندم و خاک صحنه خورده‌ام تا به یک مجری تبدیل بشوم اگر شغل دومم باعث از دست دادن شغل اول شود بازهم حاضر به از دست دادن شغل دوم نیستم.



این مجری کودک؛ غسال است! +عکس



لینک منبع

تقابل دو نسلِ استقلالی +عکس

استاندارد




تقابل دو نسلِ استقلالی +عکس

ورزش ۳: محسن یوسفی که در نیم فصل دوم روزهای خوبی را پشت سر گذاشته بود، به مانند تیمش در ۳ دیدار اخیر با افت فاحشی روبرو شده و بار دیگر در گلزنی نا موفق بود. در سوی دیگر مجید حسینی که در دقایق منتهی به شروع مسابقه به ناگاه جانشین ابراهیمی مصدوم شد ، پست جدیدی را تجربه کرد و در کنار امید نورافکن خط هافبک ۲۰ ساله استقلال را تشکیل داد.

 
اگر چه حسینی در نیمه دوم به پست اصلی خود بازگشت اما همچنان یکی از بازیکنان خوب استقلال بود و نشان داد علیرغم سن پایین و کم تجربگی اش بسیار پخته بازی می کند و می تواند تا سال ها خیال آبی ها را در خط دفاعی راحت نگه دارد.

تقابل دو نسل از بازیکنان استقلال در یک نما جالب بوده است، دو بازیکنی که دقیقا ۱۳ سال تفاوت سنی دارند.

 

تقابل دو نسلِ استقلالی +عکس 



تقابل دو نسلِ استقلالی +عکس



لینک منبع

جشنواره‌ای با مدیریت محلی و ادعای جهانی!

استاندارد




جشنواره‌ای با مدیریت محلی و ادعای جهانی!

مدیران جشنواره جهانی فجر در حالی جایزه‌ای به عنوان «محمد امین» (ص) را برای آن در نظر گرفتند که فراموش کرده بودند فیلمی درباره این شخصیت والا و خاتم الانبیاء توسط فیلمساز ایرانی (مجید مجیدی) ساخته شده است و باید نمایشی برای این فیلم در نظر گرفته‌ می‌شد.

جشنواره جهانی فجر

سرویس فرهنگی ازامروز: جشنواره جهانی فیلم فجر از نخسنی دوره‌ای که تصمیم گرفت تا با جدا کردن مسیر خود از بخش ملی این رویداد برای خود هویتی مستقل کسب کند، با انتقادات بسیاری از سوی اهالی فرهنگ و هنر روبرو شد. این انتقادات در جدیدترین برگزاری جشنواره نیز به آن وارد شد. انتقاداتی که بیشتر از همه به بی‌هویت بودن جشنواره و تلاش بیش از اندازه برگزارکنندگان آن به سرپا نگه داشتن جشنواره به هرقیمتی و عدم توجه به سایر مسائل کیفی در برگزاری چنین رویداد فرهنگی مربوط می‌شد.

خبرگزاری فارس در گزارشی در ارتباط با جشنواره جهانی فیلم فجر به نقد برخی از اتفاقات پیش آمده در این دوره از جشنواره جهانی فیلم فجر پرداخته است که در ادامه با هم می‌خوانیم:

جشنواره جهانی فیلم فجر این دوره از برگزاری را در حالی به پایان برد که بسیاری از کارشناسان بر این عقیده هستند که جشنواره جهانی در کنار جشنواره ملی بروز و ظهور بهتری داشت و بیش از امروز با اقبال مواجه می‌شد. این نظر بسیاری از کارشناسان ایرانی است و این اعتراض توسط سردبیر کایه دو سینما به جدایی این دو بخش نیز صورت گرفت. باوجود اعتراضات متعدد که از همان آغاز جدایی این دو جشنواره وجود داشت اما رئیس سابق سازمان سینمایی تاکید به این استقلال داشت. حجت ا.. ایوبی تا آخرین لحظات حضورش در سازمان سینمایی بر این جدایی تأکید کرد تا محمدمهدی حیدریان را با عملی انجام شده روبرو کند و سومین دوره برگزاری جداگانه بین‌الملل هم رقم بخورد.

جالب است که رضا میرکریمی هم بر حقنه کردن این تصمیم رئیس سابق سازمان سینمایی تاکید دارد و با حضور در برنامه تلویزیونی فعالیت این جشنواره را به صورت جداگانه به سیستم مدیریتی تحمیل کرد.  انتقادات وارده به کم مخاطب بودن سومین دوره برگزاری جداگانه بین الملل فجر علیرغم صرف هزینه میلیاردی و برگزاری موسیقی زنده در بام پردیس چهارسو  و ارائه مسئولیت اجرایی کاخ به «نگار جواهریان» برای جلب نظر مخاطب و… باز هم نتوانست ضعف‌های این دوره از جشنواره را بپوشاند.

برخی از این ضعف‌ها و نقصان‌ها قابل اغماض نیست از جمله این که جشنواره به کار خود پایان داد و در روز پنج‌شنبه جوایز خود را اهدا کرد اما در روز جمعه نمایش فیلم در پردیس چهارسو همچنان ادامه داشت!

نکته دیگر که بسیار با اهمیت است این که جشنواره جایزه‌ای به عنوان «محمد امین» (ص) در نظر گرفت و این جایزه توسط وزیر فرهنگ، وزیر خارجه، رئیس سازمان سینمایی و رضا کیانیان اهداء شد اما ظاهرا مسولان فراموش کردند که فیلمی درباره این شخصیت والا و خاتم الانبیاء توسط فیلمساز ایرانی (مجید مجیدی) ساخته شده است و باید نمایشی برای این فیلم در نظر گرفته‌ می‌شد.

جالب این که رئیس سازمان سینمایی خود تهیه کننده اجرایی این فیلم بود و علیرضا شجاع نوری بازیگر نقش عبدالمطلب در این فیلم، عهده‌دار مسئولیت در این جشنواره بود  اما در جشنواره جهانی فیلم فجر هیچ جایی برای نمایش فیلم در نظر گرفته نشد. در روز آخر برگزاری جشنواره اعلام شد که فیلم سینمایی «محمد رسول‌الله (ص)» به کارگردانی مجید مجیدی در پی درخواست سینماگران جشنواره جهانی فیلم فجر که از جهان عرب هستند به نمایش درخواهد آمد. اما این فیلم به دلیل عدم هماهنگی لازم با کارگردان و پخش‌کننده آن امکان نمایش در جشنواره‌ای که جایزه‌ای با نام «محمد امین» (ص) داشت نیافت.

به نظر می‌رسد برگزار کنندگان جشنواره به قدری درصدد فراهم کردن فیلم برای نمایش در جشنواره بودند که فراموش کردند آثار ارزنده ای در سینمای ایران با مفاهیمی که قرار است جشنواره جهانی آن را دنبال کند وجود دارد. بسیاری از علاقمندان به سینمای ایران به جشنواره جهانی می آیند تا فیلم‌های ایرانی را ببینند زیرا فیلم های خارجی را  به وفور می‌توانند در جشنواره‌ها جهانی دنبال کنند اما آثار ایرانی در جشنواره جهانی به فراموشی سپرده می‌شود.



جشنواره‌ای با مدیریت محلی و ادعای جهانی!



لینک منبع

تیپ متفاوت مرجانه گلچین در یک سریال +تصاویر

استاندارد




تیپ متفاوت مرجانه گلچین در یک سریال +تصاویر

تصویربرداری سریال «آرماندو» به کارگردانی احسان عبدی پور و تهیه کنندگی ایرج محمدی به قسمت ۶ رسید و گروه تولید این روزها در کلینیکی حوالی خیابان مطهری مشغول به کار هستند.

خبرگزاری فارس: تصویربرداری سریال «آرماندو» به کارگردانی احسان عبدی پور و تهیه کنندگی ایرج محمدی این روزها در کلینیکی حوالی خیابان مطهری ادامه دارد.
 
تاکنون ۶ قسمت از این سریال تصویربرداری شده است و تدوین نیز به صورت همزمان در حال انجام است. در این سکانس حمیدرضا آذرنگ، الیکا عبدالرزاقی، علی مسعودی به ایفای نقش می‌پردازند.

 آرماندو
بیمارستان عمل، خانه‌ای در استان البرز، شهرک غزالی و … از دیگر لوکیشن‌های این سریال هستند.

در خلاصه داستان «آرماندو» آمده است: داستان این سریال پسر خوش دل و مهربانی است که تلاش می‌کند مشکلات خواهر و فرزندان خواهرش را برطرف کند، او در این مسیر درگیر موقعیت‌هایی جذاب و نفس گیر می‌شود…

 آرماندو
حمیدرضا آذرنگ و مرجانه گلچین در این سریال نقش یک خواهر و برادر را با نام‌های آرمان و صاب جان، عبدالرزاقی نقش مهتاب ایفا می‌کنند.

حمیدرضا آذرنگ، مرجانه گلچین، الیکا عبدالرزاقى، علیرضا استادى، على مسعودى، سحر ولدبیگى، على اوجى، فریبا طالبى، مجید پتکى، شهربانو موسوى از بازیگران این سریال هستند.

 آرماندو

از دیگر عوامل این سریال می‌توان به: تهیه کننده: ایرج محمدى، کارگردان: احسان عبدى پور، نویسندگان: امیر طاهرى، عباس نعمتى، صادق خوشحال، برنامه ریز و دستیار اول کارگردان : سیامک مردانه، گروه کارگردانى : جواد گنجى، منشى صحنه: گل کوشان، عکاس: هلیا رضایى، مدیر تولید: اصلان مرتضایى، مدیر تصویربردارى: علیرضا رجایى مقدم، مدیر صدابردارى: محمد شیوندى، تدوین: امین عابدى، طراحى چهره پردازى: محسن دارسنج، طراح صحنه: سهیل میرسپاسى، طراح لباس: سیما بابایى، مدیر تدارکات: مجتبى زندیه، بازیگران: حمید آذرنگ، مرجانه گلچین، سحر ولدبیگى، الیکاعبدالرزاقى، علیرضا استادى، على مسعودى، على اوجى، فریبا طالبى، مجید پتکى، شهربانو موسوى، سیامک مردانه.



تیپ متفاوت مرجانه گلچین در یک سریال +تصاویر



لینک منبع

۹۶ درصد متقاضیان مسکن مهر پردیس، اظهارات روحانی را رد کردند +عکس

استاندارد


۹۶ درصد متقاضیان مسکن مهر پردیس، اظهارات روحانی را رد کردند +عکس – مجله سرگرمی ازامروز




۹۶ درصد متقاضیان مسکن مهر پردیس، اظهارات روحانی را رد کردند +عکس

سرویس اقتصادی ازامروز: اظهارات حسن روحانی، رئیس جمهور دولت یازدهم در اولین برنامه مناظره روز گذشته در خصوص تکمیل واحدهای مسکن مهر، دور از واقعیت بود!

روحانی در بخشی ازصحبت‌های خود راجع به تکمیل پروژه‌های مسکن مهر گفت: «مسکن مهر با همه اشکالاتی که داشت، این دولت خودش را متعهد دید که این پروژه را تکمیل کند! تقریبا تا پایان دولت یازدهم، مسکن مهر تکمیل می‌شود. البته به غیر از صد و چند هزار مسکن مهری که هیچ داوطلبی ندارد و این واحد‌ها در یک جاهایی ساخته شده که کسی حاضر به خریدن آن‌ها نیست.»

این در حالی است که وضعیت زندگی متقاضیان مسکن مهر پردیس به دلیل عدم تحویل واحدهایشان با وجود تکمیل آورده حساب نامناسب است. حتی هستند متقاضیان مسکن مهری که ماه هاست اقساط تسهیلات واحدهای مسکن مهرشان را پرداخت کرده اند، اما  رنگ خانه هایشان را ندیده اند. زیرا که روند تکمیل واحدهای مسکن مهر به خصوص مسکن مهر در پردیس در دولت یازدهم متوقف شده است.

اگر آقای روحانی فقط یکبار از پروژه های مسکن مهر پردیس بازدید می‌کرد و متقاضیانی را که مجبور هستند در پارکینگ های این ساختمان ها زندگی کنند را مشاهده می کرد، هیچ گاه این اظهارات را به زبان نمی‌آورد.

نظرسنجی قابل تامل مسکن مهر پردیس!

در همین راستا، کانال مسکن مهر پردیس نظرسنجی‌ای را فراهم کرد و از متقاضیان مسکن مهر خواست تا در آن شرکت کنند. تا مشخص شود چند درصد از آن‌ها واحدهایشان را تحویل گرفته‌اند؟

در این نظرسنجی که ۱۵۱۳ متقاضی شرکت کرده اند، ۹۶ درصد آن‌ها واحدهایشان را تحویل نگرفته و فقط ۴ درصد آن‌ها اظهارات حسن روحانی را مبنی بر تحویل واحدهای مسکن مهر تایید کرده‌اند.

 

 

 مسکن مهر  پردیس



۹۶ درصد متقاضیان مسکن مهر پردیس، اظهارات روحانی را رد کردند +عکس





bigtheme




لینک منبع

ناگفته‌های نیرومند از ساخت فیلم درباره فتنه ۸۸

استاندارد




ناگفته‌های نیرومند از ساخت فیلم درباره فتنه ۸۸

سرویس فرهنگی ازامروز؛ محمدمهدی شیخ‌صراف، احسان سالمی: گفتگو با محمد حسین نیرومند کار سختی نیست. او از جمله مدیرانی فرهنگی باسابقه است که خودش هم هنرمندی توانا و صاحب تخصص است. برای همین صداقت و تواضعی در گفتار دارد که مصاحبه را آنقدرها دشوار نمی کند. این گفتگو در روزهای پایانی سال ۹۵ با کمک روابط عمومی انجمن سینمای انقلاب دفاع مقدس انجام شده است. درباره عملکرد مدیریتی نیرومند، حواشی تولیدات سینمایی اخیر این مجموعه و البته جشنواره فیلم مقاومت. قرار بود همزمان با نمایش فیلم ماه گرفتگی در اکران دوم نوروز این مصاحبه را منتشر کنیم اما حالا هم اکران این فیلم به تعویق افتاد و هم تغییرات مدیریتی در بنیاد روایت سوالاتی درباره ادامه فعالیت نیرومند در انجمن پدید آوره است. صحبتهای نیرومند نکاتی خواندنی دارد که برای اولین بار در این مصاحبه عنوان شده است.

افزایش تولید یکی از اصلی‌ترین اهداف انجمن دفاع مقدس

ازامروز: اولین سوال ما در ارتباط با فعالیت‌های انجمن سینمای دفاع مقدس در دوران مدیریتی شما و اتفاقاتی است که در حوزه تولید و ارائه محصولات سینمایی و تلویزیونی این مجموعه به وقوع پیوست. شما در جشنواره سال گذشته یک فیلم داشتید و البته برگزارکننده جشنواره مقاومت نیز بوده‌اید. نظر شما در ارتباط با مجموع اتفاقاتی که در این دوره پیش آمد، چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم. انجمن سینمایی دفاع مقدس از جمله انجمن‌های باسابقه کشور است و درواقع اصلی‌ترین هدف آن سرخط کردن نهادهای مختلف برای تولید آثاری در حوزه دفاع مقدس و موضوعات مهم واستراتژیک کشور است. در میان آثار تولید شده در انجمن، «قلاده‌های طلا» یکی از مهم‌ترین آن‌هاست. البته پیش از این آثار سینمایی دیگری مثل «دلتنگی های عاشقانه» و «پنجاه قدم آخر» هم با مشارکت انجمن تولید شده اند اما من که به انجمن آمدم یکی از اصلی‌ترین اهدافم افزایش تولید بود که خدا را شکر همراهی خوبی از سوی مدیران بنیاد روایت و سازمان بسیج با ما صورت گرفت و توانستیم اعتبارات خوبی را برای انجمن جذب کنیم که حاصل آن تولید سه فیلم و حمایت از چند فیلم در سال جاری شد.  

ما هم نسبت به داوری جشنواره مقاومت مسئله داشتیم

ازامروز: از جشنواره مقاومت شروع کنیم. یکی از نقدهایی که در مورد جشنواره مقاومت وجود دارد؛ توجه به آثاری خاص است. مثلا سال قبل «بادیگارد» حاتمی‌کیا و «ایستاده در غبار» مهدویان که در جشنواره فجر هم حضور داشتند، مورد توجه قرار گرفتند ولی آثار ارزشمندی که اتفاقا در محافل دیگر تعمدا نادیده گرفته شدند مثل «اروند» پوریا آذربایجانی یا «سیانور» بهروز شعیبی در جوایز جشنواره‌ جایی نداشت. دلیل این اتفاق چیست؟ 

در ارتباط با داوری‌های جشنواره سال قبل من هم مسئله داشتم، به نظر من هم بعضی از کارها حقشان بود که بیشتر دیده شوند و ما خودمان نیز در ارتباط با آثاری مثل «سیانور»، «هیهات» و «اروند» در نشست شورای سیاستگذاری معتقد بودیم که حق آن‌ها بوده که بیشتر مطرح شوند، ولی وقتی شما داوری را انتخاب می‌کنید که به آن اعتماد دارید، خیال شما راحت است که داوران همراه هستند و کار خوب را انتخاب می‌کنند اما جریاناتی پیش آمد که این‌گونه نشد و ما هم که نمی‌توانستیم به داورها اجبار کنیم. ما سعی کردیم که در خارج از بحث به داورها مراجعه کنیم و از اختیارات دبیر جشنواره برای این موضوع استفاده کنیم و جایزه جداگانه ای در نظر گرفتیم ولی دوستان این موضوع را نپذیرفتند و تصورشان بر این بود که ما می‌خواهیم منت بگذاریم در حالی که واقعا ما فکر می کردیم با این کار بخشی از وظیفه مدیریت جشنواره در قبال این فیلم های مهجور جبران می شود. 

عدم تمایل مدیران سینمایی به تولید اثری در ارتباط با فتنه ۸۸

ازامروز: ماجرای تولید فیلم سینمایی «ماه گرفتگی» چه بود؟ به نظر می رسد مشکلات زیادی در مسیر تولید آن برای شما پیش آمد.

ما از اواخر تابستان ۹۴ تصمیم به تولید این کار گرفتیم و گرفتن پروانه ساخت آن یک ماه و نیم طول کشید. جالب آن که یکی از اعضای پروانه ساخت نزدیک به یک ساعت با من صحبت کرد که ما را از ساخت این اثر منصرف کند و می‌گفت که شرایط برای طرح مسائل سال ۸۸ مناسب نیست و جامعه نیاز به این موضوعات ندارد؛ حتی صداوسیما و خود وزارت ارشاد هم تمایلی به ساخته شدن این اثر نداشتند. اما در نهایت ما توانستیم با هر سختی که بود مجوز ساخت اثر را بگیریم؛ البته انتشار مضمون فیلم توسط سازمان سینمایی باعث شد که حساسیت‌ها برانگیخته شود و ما در مسیر دشواری قرار بگیریم.

به نظر من اینکه ماه‌گرفتگی چگونه فیلمی است دیگر چندان مهم نیست بلکه آن‌چیزی که باید به آن توجه کرد این است که چرا وقتی نظام جمهوری اسلامی می‌خواهد در ارتباط با یکی از نقاط تلخ تاریخ خود اثری را تولید کند باید با چنین دشواری‌هایی روبرو شود و این خودش می‌تواند به عنوان یک پروژه فرهنگی بررسی شود. 

شرطم خواندن فیلمنامه توسط همه تیم تولید «ماه گرفتگی» بود

ازامروز: شما برای تولید اثر با وزیر ارشاد یا رئیس سازمان سینمایی صحبت کردید؟

نه، چون اثر ما یک اثر قانونی بود و ما هم از راه قانون پیش رفتیم و دنبال این هم نبودیم که به سراغ وزیر ارشاد یا رئیس سازمان سینمایی برویم. این پروسه با همه سختی‌هایش پیش رفت و ما هم از همان ابتدا سعی کردیم که فیلمنامه را به همه کسانی که می‌خواهند با این پروژه کار کنند بدهیم تا بخوانند تا ازامروز نگوید که من نمی‌دانستم موضوع فیلمنامه چیست. این شرط من با تیم تولید و تهیه‌کننده کار بود. اما خوب باز هم یک سری از بازیگران بودند که گریم شدند و جلوی دوربین هم رفتند اما به خاطر اینکه مورد تهدید قرار می‌گرفتند، دیگر نیامدند. خود این قرار گذاشتن‌ها و بعد از آن نیامدن‌ها، می‌توانست تبدیل به یک اثر مستند شود.

فیلم سینمایی ماه گرفتگی

نمایی از فیلم سینمایی ماه گرفتگی

بازیگری که قرارداد بست و پشیمانش کردند!

ازامروز: شما که امکاناتش را دارید، چرا آن مستند نساختید؟

راستش را بخواهید، کمی در این زمینه تنبلی کردیم و الان هم برای این کار دیر شده است، اما در آن موقع اتفاقات جالبی می‌افتاد که سوژه‌های جالبی بود. مثلا یکی از بازیگرانی که با او قرارداد بستیم و بازیگر درجه دو آثار تلویزیونی محسوب می‌شد، برای این پروژه که طبق عرف آن باید بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون بگیرد، از ما ۵۰ میلیون می‌خواست. ما می‌گفتیم چرا همچنین رقمی را می‌خواهی، او می‌گفت برای اینکه من اگر با شما این فیلم را بازی کنم، یکسال بیکارم؛ پس شما باید پول یکسال بیکاری من را بدهید!

ما حاضر شدیم به جای ۲۵ میلیون، به او ۵۰ میلیون تومان بدهیم و او هم با ما قرارداد بست ولی وقتی قرار شد جلوی دوربین بیاید، زیرقولش زد و فهمیدیم که پشیمانش کرده‌اند!

ازامروز: این فشار از طرف چه کسانی است؟

از سیستم داخلی سینما، همان‌هایی که در فتنه ۸۸ از داخل سینما بیانیه و پیام می‌دادند! اینها همان افراد ذی نفوذی هستند که همه تلاششان را کردند تا این اثر و چنین آثاری ساخته نشود.

ماجرای همکاری ناتمام حمید فرخ‌نژاد با «ماه گرفتگی»

ازامروز: ماجرای دستمزد بالایی که آقای حمید فرخ‌نژاد برای این پروژه خواسته؛ چه بود؟

آقای فرخ‌نژاد اخیرا گفته است که پول زیادی به من دادند و من قبول نکردم، اما این حرف صحت ندارد. ایشان برای این کار تست گریم شد. حتی عکس تست گریم ایشان هم موجود است و بعد هم پذیرفت که در این کار در نقشی که آقای دیرباز ایفا کرده‌اند، بازی کند، البته مبلغ بالایی را برای کار خواست که انجمن با آن موافقت کرد، اما ایشان در مرحله‌ای گفت که همه پول را همان اول می‌خواهد، چون خواسته ایشان غیرمعقول و غیر حرفه ای بود و در نهایت همکاری ما با هم منتفی شد. یعنی ما قبول نکردیم و کار ایشان لغو شد نه اینکه از سوی ایشان لغو شده باشد. اگر پول پرداخت می شد ایشان حتما بازیگر فیلم بود چون با تهیه کننده و کارگردان به توافق رسیده بود. حتی کارگردان اصرار داشت که شرط آقای فرخ نژاد پذیرفته شود که انجمن نپذیرفت. 

پشت صحنه سینما و آن‌هایی که بازیگران را تهدید می‌کنند

ازامروز: پس چرا آقای اطیابی در نشست خبری فیلم در جشنواره فجر گفتند که هیچکس نبوده که به خاطر موضوع با ما کار نکند؟

ایشان به عنوان کارگردان کار طبیعی است که چنین حرفی را بزنند؛ چون ایشان از  فعالین سینما هستند و در زمینه تهیه‌کنندگی و کارگردانی فعالیت دارند و طبیعی است که چنین حرفی را بزنند اما واقعیت چیز دیگری است!

ما بازیگر خانمی را داشتیم که قرار داد بسته و جلوی دوربین رفته است اما ازامروزی آن روز تماس گرفته و گریه می‌کرده که من بازی نمی‌کنم! دوباره با عوامل صحبت کرده و راضی شده که بازی کند ولی دوباره ازامروزی آن روز پشیمان شده است! سیستم پشت صحنه سینما این کارها را می‌کند بعد ادعا می‌کنند که شما ما را سانسور می‌کنید. درحالی که خود آن‌ها هستند که بازیگر را تهدید می‌کنند و شرایط را به این شکل درمی‌آورند. البته در آن شرایط ما هم نمی‌توانستیم کوتاه بیاییم چون این بازیگر چند روز جلوی دوربین رفته بود و اگر می‌خواستیم آن بازیگر را حذف کنیم؛ ضرر هنگفتی به پروژه می‌خورد.

به هرحال به نظر من «ماه گرفتگی» می‌تواند در این زمینه تبدیل به یک مورد و پروژه مطالعاتی شود؛ در ارتباط با اینکه چگونه در یک سیستم فرهنگی هوشمند، قدرت یک گروه چند نفره داخل خانه سینما یا بدنه سینما تا این اندازه زیاد است که یک بازیگر اشک می‌ریزد و از این می‌ترسد که اتفاق بدی ممکن است برایش در ادامه فعالیتش در سینما بیفتد!

حتی تعدادی از تدوینگران حاضر به همکاری با این پروژه نشدند؛ این‌ها همه به همان بلایی برمی‌گردد که سر آقای امین حیایی آوردند. کاری که توده‌ای‌ها و چپی‌ها همانند آن را اجرا می‌کردند تا طرف را بترسانند. اما بالاخره در دنیای سینما بازیگر کارش بازی کردن است، یک روز ممکن است نقش مثبت بازی کند و یک موقع نقش شمر را؛ این که نباید باعث بروز چنین برخوردهایی با او شود. 

باید فضا به نحوی باشد که عده‌ای محدود نتوانند مانع تولید یک اثر انقلابی شود

ازامروز: بسیاری از مدیران از گفتن چنین حرف‌هایی ابا دارند؛ می گویند عنوان کردن این مسائل به آن رسمیت می‌دهد و اوضاع را بدتر می کند. شما از سخت‌تر شدن شرایط پس از انتشار این مصاحبه نمی‌ترسید؟ 

نه! من به عنوان کسی که کار فرهنگی انجام می‌دهم می‌گویم که آهای مدیریت کلان فرهنگی کشور بدانید که اوضاع به چه صورت است و فکر نکنید که همه چیز بر وفق مراد و خوب است. باید فضا به صورتی باشد که اگر یک روز عده‌ای تصمیم گرفتند که فیلمی انقلابی ساخته نشود، قدرت نداشته باشند که این اتفاق بیفتد. پس در حال حاضر سیستم این هوشمندی را نداشته که بخواهد واکنش مناسبی را نسبت به چنین اتفاقات ناگواری نشان دهد.

بی‌طرف نیستیم

ازامروز: بعضی از منتقدان «ماه گرفتگی» را اثری بدون موضع خاص می‌دانند؛ نظر خودتان در این زمینه چیست؟

متاسفانه در ارتباط با «ماه گرفتگی» حرف‌های ناجوانمردانه‌ای زده می‌شود که نشان می‌دهد گروهی اصلا فیلم را درست ندیده‌اند. از سوی دیگر گروهی از دوستان نیز به این کار نقد داشتند که چرا سعی کردی وسط بایستی و پز بی‌طرفی داشته باشی، درحالی که من به شما اثبات می‌کنم که ما وسط نایستاده‌ایم. 

اولا از همان ابتدا هدفگذاری ما بر این بود که فیلمی بسازیم تا بخش خاکستری جامعه را با یک ماجرای مثل ۸۸ آشنا کنیم؛ خواستیم بگوییم فتنه‌ای رخ داده که اغلب مردم در فتنه قدرت تشخیص را از دست می‌دهند، از آیت‌الله‌ها گرفته تا نیروی امنیتی و البته مردم عادی.

نکته دوم این که در این فیلم شخصیتی را داریم که دانشجوست و ابتدا فضا به شکلی است که مخاطب فکر می‌کند با دانشجویی روبروست که تغییر رویکرد داده است اما بعد می‌فهمید که او در واقع یک شهید دفاع از مسجد است. اگر همین خط را ببینید، متوجه می‌شوید که اتفاقا فیلم موضع دارد و در موارد دیگری نیز این‌چنین است که نشان می‌دهد این نمی‌تواند یک فیلم بی‌طرف باشد اما بی‌طرفی آن به گونه‌ای نیست که از ابتدا با موضع بیایید بلکه آهسته آهسته این مفهوم منتقل می‌کند.

به دنبال پیوند زدن عاطفه مردم با یک واقعه سیاسی مهم بودیم

ازامروز: چه شد که نویسنده فیلمنامه «ماه گرفتگی»، حاضر نشد پشت سر فیلم دربیاید و حتی در نشست خبری آن هم حضور پیدا نکرد؟

به نظرم ایشان باید در جلسه پرسش و پاسخ جشنواره بالا می‌رفت و می‌گفت که کارگردان ۱۰ تا ۱۵ درصد فیلمنامه من را تغییر داده است. از طرفی برخی از دوستان هم چنان مواضع تندی گرفتند که باعث دلسردی سازندگان اثر شد. در حالی که بسیاری از مردم با دیدن این اثر گریه می‌کردند و اصلا هدف اصلی ما هم این بود که می‌خواستیم این موضوع سیاسی را با عاطفه مردم به ویژه بخش خاکستری جامعه گره بزنیم. به نظرم از این منظر فیلم خیلی کار موفقی شده است. فیلمنامه‌ای که آقای آذرپندار نوشت؛ بسیار خوب و قابل دفاع است. به ویژه این اولین نوشته این نویسنده جوان است که تولید می شود اما متاسفانه برخی فیلم را با دقت ندیدند و متوجه مضمون آن نشدند. 

البته بدون شک اگر کست بازیگران بهتر می‌شد طبیعی بود که نتیجه کار بهتر شود؛ اما توجه داشته باشید که این کار در چه فضایی تولید شده است و با وجود همین شرایط سخت اثر قابل دفاعی شده است که پشت آن اندیشه وجود دارد. 

بی‌توجهی مدیران سینمایی به آثاری با مضامین استراتژیک

ازامروز: به غیر از «ماه‌گرفتگی» کدام یک از آثار انجمن قرار بود در جشنواره فجر حضور داشته باشد؟ چرا با وجود موضوع های مهمی که داشتید به آن راه پیدا نکردند؟ 

ما امسال فیلم «سرگشته» را در مورد مدافعان حرم داشتیم که متاسفانه توسط مدیران سینمایی ارشاد نادیده گرفته شد. این در حالی است که ما هر روز در کشورمان حداقل یک شهید مدافع حرم داریم ولی این دوستان نسبت به چنین موضوع مهمی بی‌تفاوت هستند.

فیلم ما فاخر و درجه یک نبود ولی از بسیاری از آثار بخش چشم‌انداز و حتی مسابقه جشنواره امسال نیز بهتر بود در حالی که در هیچکدام از این دو بخش جای نگرفت. جالب آن که ما تصور می‌کردیم که با توجه به شرایط منطقه مسئولین سازمان سینمایی حتما از چنین اثری که سبد مضمونی آثار جشنواره را پربارتر می‌کند، استقبال می‌کنند ولی متاسفانه با بی‌خردی نادیده گرفته شد. 

این دوستان فکر می‌کنند، به این دلیل که کار برای انجمن است من اصرار دارم حتما در فجر حضور داشته باشد در حالی که واقعیت آن است که وقتی سیستم مدیریت فرهنگی به چنین اثری توجه کند؛ شاید آن فیلم اثر پرفروشی نشود ولی توجه به آن در جشنواره‌ها می‌تواند در طولانی مدت باعث تغییر ذائقه مخاطبان و فیلمسازان شود.

آن وقت مدیران ما به‌جای این‌گونه آثار به سراغ فیلم‌های آپارتمانی می‌رود که اول آن اسم ۲۰ نفر را آورده و نوشته با معرفی این چهره‌ها؛ انگار که معرفی بازیگران در اولویت بوده و نه ساخت فیلم. بعد مدیران ما فیلمی با پروداکشن قابل قبول با فیلمی که با سختی و در سرمای شدید در شهرک دفاع مقدس ساخته شده است، نادیده می‌گیرند. البته با این همه ان‌شاءالله ما این اثر را در جشنواره مقاومت پیش‌رو نمایش خواهیم داد و ارزش آنها بیشتر مشخص خواهد شد.

فرصتی برای رشد سهم بچه‌های انقلاب از سینما

ازامروز: انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس کارهای دیگری هم در سال گذشته داشت.

بله، ما امپراطور جهنم را سال گذشته داشتیم که پروژه طولانی بود و آن هم متاسفانه توسط جشنواره فجر نادیده گرفته شد. ما همچنین از کار «بوف کور» آقای احمدرضا معتمدی حمایت کردیم که دلیل اصلی آن هم حضور شخص ایشان به عنوان یکی از عالمترین و باشخصیت‌ترین چهره‌های سینمای ایران بود، ولی این اثر نیز در فجر نادیده گرفته شد. این‌ها فیلم‌هایی بود که می‌توانستند سهم بچه‌های انقلاب را در سینمای ایران افزایش بدهند. علاوه بر این ان‌شاءالله در جشنواره کودک و نوجوان هم یک اثر با نام «چهل کچل» خواهیم داشت که جز کارهای حمایتی ما بود. 

امپراطور جهنم

نمایی از فیلم سینمایی امپراطور جهنم

در امپراطور جهنم به وضوح به نقش آمریکا در تشکیل داعش اشاره کردیم

ازامروز: امپراطور جهنم چگونه تولید شد؟

امپراطور جهنم پروژه‌ای بود که حدود سه سال نگارش آن طول کشید و در نهایت هم با حمایت شخص آقای نقدی امکان تولید آن فراهم شد. از همان ابتدا مقرر شد تا ۵۰ درصد کار تولید را انجمن و ۵۰ درصد بقیه را تهیه‌کننده از جاهای دیگری جذب کند.

تولید این اثر کار بسیار دشواری بود؛ چون سوژه جنجالی داشت و حرف‌های بسیاری در مورد آن مطرح می‌شد، ولی متاسفانه نادیده گرفته شد. در حالی که در سینمای ایران آثار پرویز شیخ‌طادی همواره جز آثار قابل توجه بوده‌اند؛ ولی هیات انتخاب جشنواره در کار ایشان تردید کرد و آخر هم حرف‌هایی مطرح شد که این فیلم نقش آمریکا را در اتفاقات را نادیده گرفته است، برای همین آن را رد کردیم! اما اصلا این‌گونه نیست؛ اتفاقا آخر فیلم دقیقا به این نکته به شکلی کاملا مستقیم اشاره می‌شود که پشت صحنه همه قصه‌هایی که ایجاد می‌شود، آمریکا است. 

من خودم نیز ۵ تا ۶ دوره در هیئت انتخاب جشنواره حضور داشتم و بنای ما در آن دوره‌ها بر این بود که به فیلمسازانی که اعتماد داشتیم و می‌دانستیم که کارشان شناسنامه دارد، اعتماد می‌کردیم.

اثری که در حد بخش مسابقه فجر است نباید راهی بخش چشم‌انداز می‌شد

ازامروز: مسئولین جشنواره با حضور اثر در بخش چشم‌انداز موافقت کرده بودند؛ چرا تهیه‌کننده راضی به این کار نشد؟

وقتی شما فیلمی دارید که می‌دانید می‌تواند در بخش‌های مختلف از بازیگری گرفته تا بخش‌های دیگری مثلی جلوه‌های ویژه نامزد دریافت سیمرغ باشد؛ پس چرا باید در بخش خارج از مسابقه حضور داشته باشد؟ آقای علی نصیریان، یکی از بهترین بازی‌هایش را در امپراتور جهنم انجام داده است.

این فیلم بی‌تردید بهترین جلوه‌های ویژه تاریخ سینمای ایران را داشت و بخش زیادی از آن، جلوه‌های ویژه است که در دنیا نیز به همین شکل کار می‌شود. در سایر بخش‌ها نیز از قوت خوبی برخوردار بود ولی کمتر در سینمای ایران دیده شده است ولی وقتی یک دفعه برخلاف انتظار اعلام کردند که در بخش مسابقه حضور ندارد، دوستان سازنده کار به یک باره بهم ریختند. فیلم صحنه هایی دارد که در سینمای ایران کمتر دیده اید. انجمن و تهیه کننده موافق نبودند تا همه دست اندرکاران فیلم محروم شود تا فقط تنها فیلم دیده شود بعد متاسفانه وقتی اعلام کردند در بخش مسابقه نیست گروه یکدفعه حالش بد شد چون همه گروه به امید رساندن به جشنواره سخت تلاش می کردند ولی وقتی یکدفعه با چنین بحثی روبرو شدند دیگر حتی تمایل نداشتند فیلم را به بخش خارج از مسابقه برسانند. 

تولید برخی از آثار برای آینده است

ازامروز: حالا که بحث تولید فیلم درباره مدافعان حرم و سوریه است برگردیم به تنها اثر اکران شده در این حوزه. فیلم سینمایی «جشن تولد» که از تولیدات انجمن است؛ چگونه تولید شد؟

داستان تولید این فیلم زمانی آغاز شد که آقای لاجوردی کارگردان اثر در بخش خصوصی تصمیم به تولید این اثر گرفتند ولی وقتی می‌خواستند راهی سوریه شوند، دیدند که نمی‌شود با آن هزینه این کار را جمع کرد؛ برای همین به سراغ انجمن آمدند. ما هم به واسطه سابقه تهیه‌کننده اثر و سابقه مستندسازی کارگردان گفتیم اشکال ندارد شما کار را انجام بدهید و هم در حد توان از شما حمایت می‌کنیم؛ که در نهایت نیز رقم ناچیزی در مقایسه با سینمای ایران کمک کردیم و این کار تولید شد. تولید چنین آثاری برای سینمای ما لازم است؛ چون فکر می‌کنیم که خیلی‌ها متوجه نیستند، برخی آثار برای آینده هست. 

غفلت از وجوه حماسی جنگ و توجه بیش از اندازه به وجوه احساسی

ازامروز: امسال چند کار فیلم اولی در ارتباط با دفاع مقدس در جشنواره داشتیم، نظر شما درباره کار با فیلمسازان فیلم اولی به ویژه خانم‌هایی که فیلمسازی را با آثار دفاع مقدس آغاز کردند؛ چیست؟

من این رویکرد را نمی‌پسندم؛ چون تجربه سال‌های قبل نشان داده که بسیاری با فیلم دفاع مقدس شروع می‌کنند، بعد مسیر را تغییر می‌دهند. در مورد فیلم «اشنوگل»؛ گروهی از ما پرسیدند چرا از تیم سازنده این اثر که شهرستانی بودند و اثری در حوزه دفاع مقدس ساختند؛ حمایت نکردید؟ خوب در ارتباط با این فیلم مسئله کاملا فرق داشت؛ چون صدا و سیمای استان خراسان سرمایه‌گذار اصلی اثر بود و کار درواقع برای تلویزیون تولید شده است. 

اما در ارتباط با آثاری مثل «دریاچه ماهی» یا «ویلایی‌ها» که در جشنواره امسال حضور داشتند؛ باید بگویم که هر دو این کارها در شورای ما آمد؛ «دریاچه ماهی» قصه خیلی دشواری داشت و البته از معدود فیلمنامه‌هایی بود که شورای ما حمایت از آن را تصویب کرد و در نهایت حمایت ما از آن همانند کار آقای لاجوردی پس از تولید اثر از آن صورت گرفت.

در مورد ویلایی‌ها هم شورای فیلمنامه انجمن مصوب پیشنهاد داد که حمایت‌های پس از تولید صورت گیرد. فیلمی که حتما شایستگی این را داشت که انجمن در حین تولید از آن حمایت می کرد. متاسفیم که نشد از فیلم در جریان ساخت حمایت کنیم. اما به طور کلی نکته‌ای که در این فیلم وجود دارد؛ تفاوت نوع نگاه انجمن با نگاهی است که در برخی از این آثار نسبت به مقوله جنگ وجود دارد. احساس ما این است که در طی این سال‌ها دفاع مقدس بیشتر به سمت احساسات برده شده است؛ موضوعی که هم در کار خانم آبیار و هم در ویلایی‌ها قابل مشاهده است. آن احساس سلحشوری و حماسه که می‌خواهد افتخار جنگ را روایت کند؛ در این گونه آثار کمتر مشاهده می شود؛ سال‌هاست که بیشتر به سمت وجوه احساسی و غمگینانه دفاع مقدس رفتیم. اما برنامه درانجمن بر این است که گرایش ما به سمت تولیدات حماسی برود. 

ازامروز: ارتباط شما با شهرک دفاع مقدس چگونه است؟

شهرک زیر نظر ما نیست و به صورت مستقل فعالیت می‌کند؛ و فقط گروه ها و افراد از طریق ما به شهرک معرفی می‌شوند. البته شهرک بسیار بزرگ است و هزینه‌ها هم بالاست ولی متاسفانه بودجه‌ای از سینما به آن اختصاص پیدا نمی کند و فقط سازمان بسیج باید به فکر زیرساخت‌های این شهرک باشد در حالی که شهرک به سینمای ایران سرویس می دهد. فکر می کنم باید در بودجه سازمان سینمایی سهمی به این شهرک اختصاص داده شود.

یکی از طرح‌هایی که برای این شهرک داشتیم، ساخت سالن بزرگی بود که بتوانیم در آن کار تولید فیلم را با تکنولوژی‌های روز دنیا انجام دهیم. سینمای جهان در حال حاضر به سمت تکنولوژی‌های جدید می‌رود؛ یعنی وجوه فنی‌‎اش هر لحظه در حال دگرگونی است و ما هم باید در این عرصه ورود کنیم.

تولید آرگوی ایرانی

ازامروز: برنامه تولید انجمن در سال ۹۶ چیست؟

با یکی از کارگردانان برجسته ایران در نگارش فیلمنامه‌ای مرتبط با لانه جاسوسی قرارداد بستیم و اگر خدا بخواهد امسال می‌خواهیم اثری را در ارتباط با این موضوع تولید کنیم که روایتگر یک سری از حوادث ویژه‌ای است که در ارتباط با مباحث امریکا در ایران اتفاق افتاده و قرار شده تا لوکیشن این اثر داخل لانه جاسوسی باشد. فکر می کنم وقتی گروه فیلمبرداری وارد لانه جاسوسی شوند این فیلم مطرح ترین فیلم ایران در جهان خواهد شد! البته به لحاظ رسانه ای و حساسیت های بین المللی. 

همچنین برای سال جدید برنامه داریم تا با حمایت از ده فیلمساز جوان و عمدتا شهرستانی؛ آثاری جدید را تولید کنیم که از این نظر خبر خوشی برای فیلمسازان جوان به ویژه فیلمسازان ساکن شهرستان‌هاست.



ناگفته‌های نیرومند از ساخت فیلم درباره فتنه ۸۸



لینک منبع

بادکنک‌های آبی در دست هواداران استقلال +عکس

استاندارد


بادکنک‌های آبی در دست هواداران استقلال +عکس – مجله سرگرمی ازامروز




بادکنک‌های آبی در دست هواداران استقلال +عکس

خبرگزاری تسنیم: دیدار پدیده – استقلال از ساعت ۱۸ امروز (شنبه) در چارچوب هفته بیست‌ونهم رقابت‌های لیگ برتر فوتبال در ورزشگاه ثامن مشهد آغاز شده است.

هواداران استقلال بادکنک‌های آبی و سفید در دست گرفتند.

بالغ بر ۱۲ هزار تماشاگر در ورزشگاه هستند.

هارویان، مدافع ارمنستانی پدیده که جایی در لیست ۱۸ نفره تیمش ندارد، برای تماشای بازی به جایگاه ویژه ورزشگاه آمد.

برای ادای احترام به روح شهدای مرزبان، یک دقیقه سکوت قبل از بازی اعلام شد. هیئت فوتبال خراسان رضوی قبل از آغاز بازی با تهیه بنری این ضایعه را تسلیت گفته بود.

بازیکنان پدیده برای ادای احترام به شهدای مرزبان و ابراز همدردی با خانواده‌های آنها با بازوبند مشکی وارد زمین شدند.

 

بادکنک‌های آبی در دست هواداران استقلال  



بادکنک‌های آبی در دست هواداران استقلال +عکس





bigtheme




لینک منبع

وقتی انتخابات به داد تلویزیون می‌رسد!

استاندارد




وقتی انتخابات به داد تلویزیون می‌رسد!

وقتی انتخابات به داد تلویزیون می‌رسد

سرویس فرهنگی ازامروز؛ محسن غلامی (قلعه‌سیدی): تلویزیون برحسب وظیفه از چند روز پیش درجهت جذب مخاطب، تکان حسابی به خودش داد که البته ناخواسته بود! بالاخره اردیبهشت‌ماه هست و انتخابات و بویژه مناظره‌هایی که تبِ بزن- بکوبش برای بیننده، هیجان دارد. چه بهتر از تب سیاست و شور چنددقیقه‌ای‎‌اش که بیننده را سرکیف بیاورد. لااقل برای تلویزیون این منفعت را دارد که از کرختی این چند وقت اخیر درآید.

قبول کنیم که تلویزیون، برخی روزها چندان حوصله مخاطبش را ندارد مثل همین الان؛ یعنی از بعد نوروز تا همین قبلِ شروع به پخش کنداکتور انتخابات. گرچه این را به کنایه گفتم وگرنه انصافا تلویزیون برای یکسری سوژه‌های خاص، دستش عمدتا پر است. برنامه می‌چیند و حسابی دمِ بیننده را می‌بیند. ایام عید و رمضان و اینها از این دست بازه‌های زمانی هستند که هردو طیف قضیه از رسانه تا مخاطب گرفته، راضی‌اند.

به روزهایی مثل انتخابات هم که می‌رسیم، برنامه‌ریزی می‌کند تا نسبت به این اتفاق اساسی، کم نیاورد. اینجاهاست که درواقع بخش به اصطلاح اطلاع‌رسانی‌‎اش پررنگ می‎‌شود. ولی وظایف دیگرش را البته به حاشیه می‌برد متأسفانه. خصوصا سرگرمی که اگر نباشد دل و دماغ تلویزیون‌دیدن را از مخاطبش، می‌گیرد.

چه ایرادی دارد که به این بهانه از چیدمان نچسب مجموعه‌های نمایشی‎اش و البته بی‎برنامه‌گی سیما در ایام تعطیل، هم حرف بزنیم. احتمالا همه دلخوشی سیما به انتخابات پیش روست به این بهانه که مخاطب مثلا قرار است ول‎کّن ماجرا نباشد آنهم بخاطر جر و جنگ‌های قابل حدسِ کاندیداهای ریاست‌جمهوری!

بگذریم و برسیم به سوژه خودمان. اشاره کردم که متأسفانه رسانه ملی هرچند برای موضوعات حیاتی، دستش پر است اما حواسش نیست که مخاطب نیاز به تفریح و سرگرمی در این بازه زمانی و بویژه در روزهای تعطیل هم دارد. کاری به سریال «دیوار به دیوار» و مجموعه تکراری «برادر» و بقیه فعلا ندارم. 

منظورم بی‌برنامه‌گی تلویزیون برای ایامی‌ست که خانواده‌ها دورهم جمع می‌شوند و نیاز به سرگرمی مجانی به اسم سریال و فیلم و غیره دارند. دقیقا روز و شبی مثل همین عید مبعث اخیر یا تعطیلات آخر هفته. شبکه‌های سیما را اگر یکی یکی بچرخید و رد کنید! چه می‌بینید؟

این همه شبکه‌های متعددی که داریم، فقط یک حُسن دارند و اینکه روی مخاطبی خاص زوم می‌کنند. مثلا بچه‌سال‌‎ها، مشتری پر و پا قرص شبکه کودک است و ورزشی‌ها سراغ شبکه خودشان می‌روند و بقیه نیز اینطورند. ولی خب هر بلایی که سر مخاطب بیاوری اما بیخیال یکی دو شبکه اصلی و قدیمی نمی‌شود. حالا فکر کن در این تایم‌های خاصی که ملت دورهم هستند، خبری از جذابیت در فیلم و برنامه‎ها نباشد. گویا یک گزینه دیگر همچنان می‌ماند؛ شاید ماهواره و … .

فکر می‌کنم اکثرا برنامه‎های پنجشنبه و جمعه؛ گزارشی از برنامه‌های پخش شده‌ی طول هفته باشند یا تولیداتی با محتوای خشک مثل مجلس و سیاست و اینها. خیلی بخواهند هنر به خرج دهند سریال‎های هفتگی را دوباره خلاصه‌وار و به شکل تکراری، روی آنتن می‌برند. پس همه‌چیزش به تکرار می‌زند.

این ادعا صرفا نه به حرف است و نه مربوط به الان. دقیقا آخر هفته که می‌شود انگار برنامه‌های زنده و غیر زنده را کلهم قطع و مجموعه تولیدات تکراری را مجبوریم که ببینم. خصوصا فیلم‌های به اصطلاح سینمایی که برخی چندین و چندبار قبلتر هم روی آنتن رفته‌اند ولی دوباره در کنداکتور سیما قرار می‌گیرند. 

حیف این تایم‌های خالی‌ست که اینجور بی‌برنامه هدر برود آنهم وقتی که خانواده به تلویزیون احساس نیاز می‌کند حتی اگر برای دیدن یک فیلم سینمایی خاص یا تاپ باشد. واقعا یاد تاکشوهای زنده و سریال‌های جمعه‎شب و غیره بخیر!

دست تلویزیون جدا خالی‌ست در اعیاد مذهبی و بویژه روزهای آخر هفته. طوریکه همه‌چیزش بوی کهنگی می‌گیرد. با این اوصاف انگار کل برنامه‌ها قرار است برای نوروز باشد و ماه رمضان. بقیه تعطیلات سال لابد ول‌معطل‌اند. این جریان برای دیروز و امروز هم نیست؛ انگار تبدیل به عادتی نانوشته شده که آخر هفته را باید با تلویزیونِ خنثی و تکراری سپری کرد.

جز اینکه دوباره خودمان را با «خندوانه» و «دورهمی» و احتمالا مسابقات ورزشی اگر باشد، خوش کنیم که این را گرچه در طول هفته هم روی آنتن می‌بینیم!

البته خب ایام انتخابات است و کسی متوجه این حرف‌ها نیست. نمی‌دانم شاید بشود دو سه هفته‌ای با مناظره‌ها و برخی گف و گفت‌های انتخاباتی، بیشتر دل به برنامه‌های سیما بست تا بلکه فرجی شود.



وقتی انتخابات به داد تلویزیون می‌رسد!



لینک منبع

مستندی که باید مدیران مخاطب آن باشند

استاندارد




مستندی که باید مدیران مخاطب آن باشند

مستند داد

سرویس فرهنگی ازامروز: رضا زاده محمدی کارشناس و فعال حوزه رسانه درگفتگو با ازامروز پیرامون مستند «داد» که به برخوردهای نادرست با اعتراضات صنفی می‌پردازد و در اکران‌های خود با برخی حواشی نیز همراه بوده است، گفت: این مستند از سوژه بسیار خوبی برخوردار است؛ در حقیقت بچه های جنبش عدالتخواه برای بررسی اعتصاب‌هایی که در سیستم حمل و نقل کشور اتفاق افتاده بود رفتند تا ریشه این اتفاقات را پیدا کنند که با ساخت این مستند متوجه شدند ظلم و بی عدالتی ریشه این مسائل بوده است.

وی افزود: مشکلی که مستند «داد» از آن رنج می برد چند سوژه ای بودن مستند است ولی باز هم در نهایت کار خوبی شده بود؛ نکته مهم دیگر موضوع این مستند است که به مخاطب نشان می دهد وقتی بی عدالتی صورت می گیرد یک صدای اعتراضی هم از سوی نیروهای انقلابی و حزب الهی در حمایت از مردمی که تحت ظلم و ستم هستند بلند می شود.

این کارشناس و فعال حوزه رسانه ادامه داد: نکته دیگر اینکه بسیار خوب می شود دانشجویان و بچه های انقلابی همانند یک رابط بین مردم و حکومت حاضر شوند تا صدای مردم را بهتر به گوش دولتمردان برسانند که اگر اینگونه شود دانشجویان و بچه های انقلابی هرچه بیشتر با مسائل و مشکلات مردم آشنا می شوند.

زاده محمدی خاطرنشان کرد: آن دسته از نهادهایی که اعتقاد دارند به این قبیل مطالبات خیلی نمی شود دامن زد آنها هم یک سری معذوریت هایی دارند و خیلی بهتر است دانشجویان از آنها باخبر باشند که معمولا هم از این دست مسائل مطلع هستند.

وی ورود بچه های حزب الهی به ماجرای این مستند را بسیار خوب و مفید دانست و اضافه کرد: نکته دیگر زمانی که بچه های انقلابی و حزب الهی وارد ماجرای ساخت مستند «داد» شدند صدای دشمنان زودتر خوابید زیرا آنها وقتی ببینند حزب الهی ها از کاری حمایت می کنند دیگر به سراغ آن نمی روند؛ البته در برخی موارد باید خیلی دقیق مطالعه کرد زیرا ممکن است مسئله یا مشکلی باشد که به این سادگی ها قابل حل نباشد.

این کارشناس و فعال حوزه رسانه در بخش دیگری از سخنانش با انتقاد از جنبش عدالتخواه تصریح کرد: مشکل جنبش عدالتخواه این است که در برخی مواقع یک سری اقداماتی می کنند که شاید خیلی جالب و خوب نباشد؛ در حقیقت انجام اقداماتی از قبیل خواندن بیانیه و انجام تجمع در مورد برخی موضوعات و مسائل انجام می دهند که آن هم خیلی درست و اصولی نیست.

پوستر مستند داد

زاده محمدی در بخش دیگر سخنان خود خواستار ارسال مستند «داد» برای مسئولان شد و گفت: این مستند باید به دست برخی از مسئولان رسانده شود تا آنها ضمن اینکه مستند «داد» را مشاهده کنند، نظر خود را نیز درمورد آن بیان کنند و اینگونه نباشد فقط مردم جامعه آن را ببینند و در مورد آن نظر بدهند.

وی در ادمه سخنانش با اشاره به فضای دانشگاه ها، بیان کرد: بیشتر مطالبات بدنه دانشگاهی، لیبرالی و سیاسی است و نکته مهم این است که آن فردی که به دنبال این مطالبات می رود خیلی هوشمند باشد که به چه صورتی عمل کند که نتیجه مناسبی از این پیگیری حاصل شود. در حقیقت پیگیری علمی تر این مطالبه هم مهم است زیرا در اینجا مطالبه گر دانشجو است.

این کارشناس و فعال حوزه رسانه ادامه داد: نکته دیگر اینکه دانشجویان هم انتزاعی هستند؛ به عبارتی بهتر دانشجویی می تواند مفید موثر واقع شود که دستی در این کار داشته باشد نه اینکه در خوابگاه دانشجویی مستقر باشد، مشغول درس خواندن باشد و فقط بیاید بیرون و مطالبه گری کند. زیرا فراوان دیده شده است که بیشتر این دست از دانشجویان را در این مسیرها سرکار می‌گذارند.

زاده‌محمدی حرکت های جدید جنبش های دانشجویی را مایه امیدواری دانست و خاطرنشان کرد: دانشجویانی که از صحنه دور هستند این امکان درمورد آنها وجود دارد مطالبات آنها مسیری اشتباه را پیگیری کند؛ البته حرکت هایی توسط افراد عدالتخواه در دست انجام است که می تواند نشانه‌های خوبی برای مبارزه با فساد در سطح کشور باشد.

وی در بخش دیگری از سخنانش اضافه کرد: پرداختن به این قبیل موضوعات در مستندهایی از قبیل مستند «داد» به خودی خود تلخ است اما اقدامات و حرکت هایی سازندگان این دست مستندها باید انجام بدهند تا آثار آنها به سیاه نمایی دچار نشود؛ یکی از همین اقدام ها این است که باید در بخش‌هایی از کار جایی برای مسئولان نظام نیز درنظر بگیرند.

این کارشناس و فعال حوزه رسانه موضوع مستند داد را بسیار جذاب دانست و یادآور شد: عوامل مستند «داد» باید دو طرف ماجرا را در فیلم خود بیاورد زیرا ممکن است طرف مقابل نیز در مورد شرایط این حرفه و یا شغل حرف ها و سخنانی برای گفتن داشته باشد. مستند «داد» از موضوعی جذاب برخوردار است و همین موضوع موجب می شود تا کار بیشتر و بهتر دیده شود. در واقع سازندگان این مستند برای ساخت و تهیه تصاویر به محل هایی ازجمله روستای «آق دره» رفته اند که کمتر کسی جرات می کند به آنجا سفر کند.

زاده‌محمدی ضمن جدید خواندن سوژه این مستند آن را حاوی تصاویر جدید دانست و تصریح کرد: نکته مثبت و بسیار مهمی که می توان درمورد مستند «داد» به آن اشاره کرد این است که این کار از تصاویری ساخته شده که تا امروز کمتر دیده شده است؛ در حقیقت ما امروز با فیلم خوبی که از سوژه جدیدی برخوردار است روبرو هستیم.

وی مردم جامعه و نسل جوان را مخاطبان اصلی این مستند نام برد و گفت: مخاطبان اصلی مستند «داد» را در نگاه نخست مردم جامعه و نسل جوان و در نگاه بعدی تمامی مسئولان سیاسی و انقلابی ایران هستند؛ البته مسئولانی که به این موضوعات مرتبط هستند ازجمله نیروی انتظامی و مسئولان و مدیران نظام نیز باید این مستند را ببینند تا بر روی تصمیمات آنها تاثیر بگذارد.

زاده محمدی در ادامه سخنانش حل مشکلات جامعه را برعهده مدیریت کشور دانست و خاطرنشان کرد: مسئله ای هم که باید بیان کرد این است که ما با برگزاری تجمع های مختلفی که در سطح کشور برگزار شود موافق نیستیم زیرا ما مخالف هر چیزی که موجبات بروز آشوب و ناامنی را در کشور فراهم کند هستیم. بر این اساس در حقیقت مدیریت کشور باید برای بررسی و حل مسائل و مشکلاتی که در مستند داد بیان شد تصمیم بگیرد.

این کارشناس و فعال حوزه رسانه در پایان تصریح کرد: مستند «داد» اگر در بین خواص جامعه دیده شود بسیار بهتر از این است که آن را به سطح جامعه برده و در مساجد و مدارس اکران کنیم؛ در حقیقت مسئولان باید مخاطب این قبیل مستندها ازجمله مستند «داد» باشند.



مستندی که باید مدیران مخاطب آن باشند



لینک منبع